برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )
397
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )
بدين گونه نه فقط مردان ، بلكه زنان و كودكان نيز به دست فاتحان مىافتادند « 241 » ( در اين مورد احتمالا ديگر توجهى به سالخوردگان نمىشد ) . اين امر در حقوق مدنى مسلمانان نيز پيشبينى شده است . كشتن زنان و كودكان ، چنانچه به اديان الهى تعلق داشتند ، مجاز نبود ( اينكه زرتشتيگرى به زودى جزو آن محسوب مىشد ، قبلا ملاحظه كرديم ) . بنا بر رأى الشافعى به طور كلى كشتن مجاز نبود ، بلكه با اسيران مىبايستى بهصورت برده رفتار شود . و آنان را بين فاتحان تقسيم كنند . ( همانطور كه براى مردان اسير پيش مىآمد ) . « 242 » همچنين مجاز نبود كه زنان را از كودكانشان جدا كنند ، برعكس عقد زناشويى مرد و زن اسير بدون چونوچرا ملغى مىشد ( چرا كه زن به تصاحب فاتحان درمىآمد ) . با وجود اين . براساس حقوق حنفى ، زناشويى تداوم مىيافت ، چنانچه اگر شوهر نيز ، همزمان به اسارت جنگى درآمده بود . « 243 » در اغلب موارد ، اين مقررات رعايت مىشد و زنان و كودكان اسير تقسيم مىشدند . آزادى اين اسيران تنها با موافقت سپاه فاتح و فقط زمانى مجاز بود كه فديه آنان از سهم غنايم و يا خزانه شخصى حاكم جبران شود . بهكرات اسيران ، به ويژه كودكان از جانب سپاهيان فروخته مىشدند ، « 244 » زيرا سربازى كه كودكى به او مىرسيد ، نمىدانست با كودك ( حد اقل براى زمانى بلندمدت ) چهكار كند ، بهويژه كه اغلب ، مأموريّت او در لشكركشى نيز ادامه مىيافت . اينكه پس از تسخير شهرها ، مردان را به قتل مىرساندند ، « 245 » مانند مواردى كه در ميدان ، بعد از خاتمه
--> ( 241 ) . سال 91 ه / 710 م در شرق ايران : طبرى : تاريخ 2 ، ص 1228 ؛ 549 ه / 1154 م پس از تصرّف مرو توسط اغزها ، راوندى : راحة الصدور ، ص 180 . ( 242 ) . سال 405 ه / 1014 م در فتح يكى از قلاع غور توسط نيروهاى غزنويان : بيهقى : تاريخ ، ص 114 . ( 243 ) . Kremer , C . G . I 434 . - به طور كلى درباره اين بخش رجوع كنيد به : Theodoor Willem Juynboll : Handbuch des islamischen Gesetzes nach der Lehre der Schafi itischen Schule , nebst einer allg . Einleitung , ( Leiden und Leipzig 1910 ) . ( 244 ) . سال 585 ه / 1189 م حتى كودكان يك والى شكستخورده در آذربايجان : راوندى : راحة الصدور ، ص 362 . ( 245 ) . اسيران طرفدار قيام شيعى در بخارا در حدود سال 163 ه / 780 م : نرشخى : تاريخ بخارا ، ص 63 ؛ سال 448